وبسایت کتابخوانی پردیس رمان تنها با تارنمای Novel.Pd7.ir فعالیت میکند و این وبسایت در ستاد ساماندهی به شماره شامد ۱-۱-۷۰۰۶۱۱-۶۵-۰-۱۷ ثبت میباشد.

در صورتی که نویسنده رمان هستید و رمان شما اشتباها در وبسایت منتشر شده است از طریق صحفه تماس باما در ارتباط باشید .

دانلود رمان ایلگار دخترم | رمان ایلگار دخترم | دانلود رمان ایلگار دخترم با لینک مستقیم

458
دانلود رمان ایلگار دخترم

دانلود رمان ایلگار دخترم

رمان ایلگار دخترم

دانلود رمان ایلگار دخترم با لینک مستقیم

نام رمان : ایلگار دخترم

به قلم : فهیمه پوریا

ژانر: رمان اجتماعی | رمان طنز | رمان عاشقانه

تعداد صفحات : —

 

دانلود رمان ایلگار دخترم

خلاصه رمان ایلگار دخترم :

اندام فربه و گوشت آلودش از هق هق گریه تکان می خورد و صورت تپلی و همیشه سرخش،سرختر شده بود.حاج رسول که عاشق این زن مهربان وصبور بود و طاقت اشکهایش را اصلا نداشت با لحن ملایم و ارامی گفت: پاشو اعظم، باید یه سر بریم خونه خواهرت.

فایل رمان به زودی قرار میگیرد…


بخش دیگری از رمان ایلگار دخترم :

اعظم خانم که سعی می کرد جلوی ریزش بی امان اشکهایش را برگیرد،گفت: حاجی، حالا باشه واسه بعد ،چه عجله ای داری؟ما تازه ازاونجا اومدیم . نه ،یه دقیقه ام نباید معطل کنیم .شکر خدا هنوز کسی خبر دار نشده، تاجایی درز نکرده، باید بریم و نامزدی رو بهم بزنیم.دلم نمی خواد بخاطر اشتباه و نادونی من ،اسم مائده سر زبونا بیفته. چند ساعت پیش با چه شوق و ذوقی واسه اش عیدی بردیم و حالا باید… حالا باید با گردن کج بریم. حاجی، لابد خواست خداست دیگه، کاش به امیر رضا اونجوری نمی گفتی ،بچه ام دق می کنه تو غربت.

بیشتر بخوانیم : دانلود رمان عروس شیطان

بیشتر بخوانیم : دانلود رمان در خود شکستم

بیشتر بخوانیم :دانلود رمان ناجی


بخش پایانی دانلود رمان ایلگار دخترم :

دو خانواده همدیگه رو می دیدیم، می شناختیم ، حرف می زدیم و قرارو مدار می ذاشتیم ، نه این مدلی.حالا چرا نذاشتی ما دو خانواده ، البته اگه از اون طرف خانواده ای وجود داشته باشه ، با هم روبرو بشیم ، الله اعلم. خدا می دونه که چه ریگی به کفش شماهاس.می گی عقدش کردی ، باشه.قبول می کنم که حرومی نبودین ولی توقع تبریک و پذیرش از من نداشته باش .من عاقت نمی کنم ، نفرینتم نمی کنم ولی ازت دل چرکینم .تو که اینطور بی کس و کار بودی ، از این به بعدم باش.

دیگه اسم مارو نیار،به این خونه تلفن نزن و سراغمون نیا،مگرروزی که واقعا از این کارت پشیمون بشی.تا اون روز که مطمئنم زیادم دور نیست ،حتی دلم نمی خواد صداتو بشنوم .می دونم یه روز دست از پا درازتر بر می گردی و می گی اشتباه کردم ،فقط بدون اون در این خونه به روت بازه.

نه سرزنش می شی ،نه تحقیر ولی قبل ازاون ، فکر مارو از سرت بیرون کن .مدیون من می شی اگه حتی تلفن بزنی، این حرفه اخرمه.و گوشی را روی دستگاه تلفن کوبید. حاج خانم که همه چیز دستگیرش شده بود ،ریز ریز گریه می کرد.

فایل رمان به زودی قرار میگیرد…


کاور رمان ایلگار دخترم :

دانلود رمان ایلگار دخترم
دانلود رمان ایلگار دخترم
100%
نظر کاربران
  • زیبا

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.